تبلیغات
ایرانشهر - مطالب جشنهای ایرانی
ایرانشهر
به نام خداوند کیهان و هور که چشم بد از خاک ایران بدور
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 آبان 1390 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()


امروز 7 ابان- 29 اکتبر روز جهانی حقوق بشر و بزرگداشت شاهنشاه کوروش بزرگ بر ایرانیان و تمام ازادی خواهان
                  دنیا شاد بادا

                          درود من خسرو حسین بختیاری بر تمام ایرانیان سرافراز 
                                 
                                                        دلت زنده باشد به فرهنگ و هوش

و درودم بر تمام ازادی خواهان این دنیای بزرگ. از ان پس درودم به پیام اور ازادی درودم به ان ابر مرد کشوررهان دادگستر درودم به صاحب ان مقبره خاموش که چون نگینی در جلگه پارس میدرخشد. درودم به شاهنشاه والامقام حضرت کوروش بزرگ بنیانگذار سلسله هخامنشی و حقوق بشر دنیا.

به خجستگی این روز بزرگ برای دوستان هم رای و هموطنان مهربانم.

دوستان هم میهن همانطور که میدانید امروز روز جهانی حقوق بشر وبزرگداشت شاهنشاه کوروش بزرگ است. و بنده با نوشته هایی در مورد این روز و شخصیت شاهنشاه کوروش بزرگ در خدمتم. به امید روزی که 7 ابان-29اکتبر در کشور ما که زادگاه این مرد بزرگ است ثبت رسمی شود و ما هم به نیکی و با پیام ازادی به جشن و پایکوبی همگانی بپردازیم.

هم میهنان گرامی مطالبی که امروز در مورد کوروش بزرگ قرار دادم به صورت لینک میباشد. روی هر مطلب که میخواهید کلیک کرده و برای باز شدن صفحه شکیبا باشید. در باره هر مطلب  با رنگ سفید داخل پرانتز در بالای لینک مطلب توضیحت دادم.

دوستان گرامی در اخر هم دو اهنگ زیبا درباره کوروش بزرگ برای دانلود قرار دادم.پیشنهاد میکنم از دست ندهید و امیدوارم خوشتون بیاد.                   خسرو حسین بختیاری

                                                  (نوشته ویژه  امروز)

                                           پیام اور ازادی جهانیان

     (من در اینجا میخواهم درباره بازتاب رفتار کوروش در جهان نوین سخن بگویم)

           کوروش بزرگ. قانون اساسی امریکا

         (دیدگاه دانشمندان و تاریخشناسان درباره شخصیت کوروش بزرگ)

           کوروش بزرگ از دید ناموران جهان

               متن منشور کوروش بزرگ

                منشور کوروش به شعر

                        (مطالبی در مورد هرمزد رسام کاشف منشور کوروش بزرگ)

          چه کسی منشور کوروش را پیدا کرد

             (مطالبی مختصر و مفید درباره زندگانی کوروش بزرگ از زاده شدن تا مرگ)

1-گل میکند خورشید زر تار

2-نهالی سالم و پر بهره و پاک

3-اغاز یک شهریاری اهورایی

4-سرزمین پدر بزرگ ظالم

5-اتش کروزوس

6-به سمت شرق

7-شاهکار کوروش

8-مسیح ایرانی

9-غروبی غم انگیز

         (سروده ای زیبا درباره کوروش بزرگ از شاعر گرانقدر سید علی صالحی)

           من سواره ای از سلاله هخامنشم

اهنگ    

دکلمه کوروش بزرگ با صدای هماارژنگی

اهنگ کوروش بزرگ با صدای حامد فرد و نوید باقری



منابع: هفته نامه فرهنگی خبری امرداد- کتاب تاریخ ایران باستان تالیف حسن پیر نیا- کتاب کوروش بزرگ اثر هارولد لمب




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
 زاد روز حضرت شمس الشموس
 هشتمین افتاب تابناک هستی

 خسرو خراسان امام علی ابن

موسی الرضا بر تمام شیعیان

   ایران زمین شاد بادا



نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
مهرگان جشن پیروزی بر دروغکاران



جشن پیروزی فریدون و کاوه بر ضحاک تازی و رهاندن میهن از چنگ اهریمن شاد بادا
                      
                      دوستان این نوشته ثابته برای خوندن خبر بابک خرمدین برید پایین




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
عید سعید فطر بر تمام مسلمانان روزه دار ایران زمین شاد باد


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
با درود به شما دوستان اریایی
درود به مردان اریایی و بانوان پارسی در اغاز عذر خواهی میکنم به خاطر چند وقتی که نبودم و نتونستم به کسانی که اومدن و دیدگاه دادن و کسانی که دعوت کردن سر بزنم به بخشش شما همرزمان امیدوارم در ادامه با نوشته ای در مورد جشن چهارشنبه اخر سال در خدمت هستم البته کمی بلند هست اما تا هر جا که تونستید بخونید ولی اگه براتون مهم باشه تا اخر میخونید از این کوتاه تر دیگه نمیشد من این نوشته رو از تارنمای دوست و همرزم خوبم تارنمای"پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن پارسیان"برداشت کردم وقتی این نوشته رو خوندم انقدر زیباو کامل بود که دیگه خودم دلم نیومد چیزی بنویسم. بیشتر از این نمینویسم و ازتون برای خوندن این نوشته دعوت میکنم امیدوارم خوشتون بیاد.


چهارشنبه سوری

آتش در نزد ایرانیان آریایی مظهر روشنی‌، پاكی ، طراوت ، سازندگی و تندرستی و در نهایت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است،

 بیماریها ، زشتی‌ها ، بدیها و همة آفات و بلایا در عرصه تاریكی و ظلمت مظهر و نماد اهریمن می‌باشند‌

جشن چهارشنبه سوری

 

در روز شمار ایرانیان باستان هریك از سی‌روز ماه را نامی است كه نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه كه نام روز با نام ماه برهم منطبق و یكی می‌شدند آن را به فال نیك گرفته و آن روز را جشن می‌گرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی كه امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی كه فراموش شده‌اند ریشه در آئین كهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی كردن، تكلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در كتیبه‌های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی «اهورایی» خوانده شده است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پرپایه جهل و ترس از آنان بلكه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌پرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایكوبی (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری كه از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه روشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش ایزدان می‌پرداختند.
در گذشته‌های دور آریاییان به گرد آتش جمع می‌شدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم (هَئومَه haoma) و با پایكوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) می‌پرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش می‌افكندند زرتشت غریوهای مستانه و  افكندن گوشت قرابانی در آتش و الوده كردن آن را نفی كرد و كشتن جانوران را به رنج، و تباه كردن گوشت آن را كاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایكوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیكوكارانه شمرد.مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته و مبدإ همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود.

در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و  جاری مانده است.

یك رشته از جشنهای آریایی،که عمر هر کدام از آنها برابر با عمر ملت اهورایی ایران و آریاییها می باشد، از اقوام هند و ایرانی و هند و اروپایی ، جشن‌های آتش یا سده می‌باشد و جشنهایی است كه با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام می‌شد.

در ایران از جمله جشنهای باقیمانده از جشن‌های آتش و جشنهای سده، جشن سوری و در پایان سال و یا همان چهارشنبه سوری می‌باشد؛ در وهله‌ی نخست بایستی گفت كه گروهی چهارشنبه سوری را مستحدثات جشن‌های ایرانی می‌دانند و اینكه در تاریخ باستان ایران پایه و نشان و ریشه‌ای برای آن وجود ندارد‌، و عده‌ای نیز آن را كاملاً آریایی و ایرانی می‌پندارند كه  بدعتها و انحرافاتی در آن واقع شده است‌. آقای هاشم رضی پژوهشگر برجسته اوستا و گاثاهای زرتشت در كتاب گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان بدرستی اشاره می‌كند كه در اواسط سدة چهارم هجری از این جشن و چگونگی برپای و هنگام آن بوسیله ابوجعفر نَرْشًحی مورخ سده سوم آگاهیم كه در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه سده چهارم هجری این جشن برقرار بوده است و چنین آورده شده است كه «... و چون امیر منصور بن نوح به مُلك نشست اندر ماهِ شوالیّه سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان‌، فرمود تا آن سراهای دیگر بار عمارت كردند و ... آن گاه امیر سدید به سرای نشست و هنوز سال تمام نشده بود كه شب سوری چنانكه عادات قدیم است، آتشی عظیم افروخته ، پـاره‌های آتش به جست و سقف‌ و سرای درگـرفت و دیگر بـاره جمله‌سـرای بسوخت و ...»

همانطور كه ملاحظه می‌شود نكاتی چند در این سند تاریخی كه بسیار با اهمیت می‌باشد وجود دارد از جمله اینكه در این سند تاریخی شب سوری ذكر شده است و از چهارشنبه سوری نامی برده نشده است دوم اینكه گفته شده برسم عادات قدیم ایرانیان و این نشان از برگزاری این جشن قبل از تسلط اعراب و اسلام بر ایران و كهن بودن آن می‌دهد و سوم اینكه آتش افروختند بطوریكه عمارت و سرای سلطان سوخته است‌. چهارم اینكه هنگام برگزاری آن ، كه گفته شده هنوز سال تمام نشده است.

اما زمان و هنگام اجرای جشن سوری برپایه مستندات گاه‌شماری ، چهارشنبه نبوده است چون در تقویم و روزشماری ایرانیان، شنبه و چهارشنبه ،آدینه و جمعه وجود نداشته است و هر سال به 12 ماه تقسیم می‌گشته است و هر ماه دست‌كم، بی كم و كاست 30 روز داشته است و هر روز هم برای خودش نامی داشته است و جهت حساب كبیسه پنج روز افزون را كه سال شمسی 365 روز كسری بود به پنج نام از عنوان گاثاها كه سرودها و نیایش‌ها زرتشت بود می‌نامیدند و این پنج روز مجموعاً پنج خمسه‌، پنجة دزدیده و ... می‌نامیدند.از جمله اظهارات آقای کوروش نیکنام موبد زرتشتی را که گفته است ما زرتشتیان در کوچه آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را ( به نیّیت فریضه دینی) زشت می شماریم و این مراسم مربوط به زمان بعد از اسلام و تسلط اعراب می باشد، می تواند دلیل بر خلط و انحراف این مراسم به نام چهار شنبه سوری با شب سوری آریایی باشد.

با این مقدمه می‌توان مدعی شد كه در یكی از چند شب آخر سال ایرانیان جشن سوری را كه عادات و سنتی قدیم آنان بود، با آتش افروزی همگانی بر پا می‌كردند، اما چون تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود كه ماه را به چهار هفته با نامهای كنونی روزها بخش كنند و بخوانند لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقیقاً چنین جشنی برگذار نمی‌شده است و روزشماری كنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شده است، بی گمان سالی كه این جشن به شكلی گسترده و فراگیر برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روز‌شماری و فرهنگ تازیان ، چهارشنبه نحس و نامبارك و بدیمن محسوب می‌شده است از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و به این وسیله سعی داشتند كه نحوست چنین شب و روزی را منتفی كنند. چنانكه جاحظ نویسنده مشهور عرب در رساله المحاسن و الاضداد آورده است «الأربعاء یوم ضنك و نحس» چهارشنبه روز شوم و نحس نزد اعراب بوده است. البته در چگونگی تطبیق جشن شب سوری با چهارشنبه سوری تازی، داستانها و دلایلی را ذكر نموده‌اند كه به ذكر یكی از آنها اكتفا می‌شود. یكی از دلایل آن این بوده است كه مختار سردار شیعیِ معروف عرب همان كسی كه به خونخواهی امام حسین و یارانش قیام كرد، هنگام آزاد شدن از زندان به خونخواهی شهدای كربلا قیام نموده و برای اینكه موافق و مخالف خود را از هم تمییز دهد اعلام نمود كه شیعیان بربالای بامهای خود آتش بیفروزند تا موافق و مخالف از هم تمییز داده شود و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه‌ سوری آخر سال، و از آن به بعد مرسوم شد كه ایرانیان مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال برپا كنند.  

بی‌گمان فلسفه انطباق جشن سوری با چهارشنبه سوری و اینكه جشن سوری ایرانی چگونه نحوست و شومی چهارشنبه سوری را از بین می‌برد، می‌تواند این باشد كه آتش در نزد ایرانیان آریایی مظهر روشنی‌، پاكی ، طراوت ، سازندگی و تندرستی و در نهایت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بیماریها ، زشتی‌ها ، بدیها و همة آفات و بلایا در عرصه تاریكی و ظلمت مظهر و نماد اهریمن می‌باشند‌؛

به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود، بیماری ، فقر، بدبختی، ناكامی  و بدی محوّ و ناپدید می‌گردد چرا كه از آثار وجودی ظلمت و اهریمن هستند. پس افروختن آتش و بطوركنایه، راه یافتن روشنیِ معرفت در دل و روح است كه آثار اهریمنی و نحوست و نامباركی را از میان برمی‌دارد به همین جهت جشن سوری پایان سال را به شبِ آخرین چهارشنبه سال منتقل كردند تا با طلیعة سال‌نو خوشی و خرم و شادكام گردند. چنانكه از آثار فرهنگی و رسوم كهن ایرانیان برپا كردن جشن و سرور و شادی بوده است و البته این جشن و سرور و شادی كاملاً جنبه دینی، اجتماعی و فلسفی بخود گرفته است و هدف از آن ارتقای روح و روان و همچنین شادی تن و جسم برای تلاش‌، كوشش و سازندگی بیشتر بوده است. ایرانیان مردمانی جشن باره بوده‌اند چنانكه می‌توانیم آثار آن را در كتیبه‌های داریوش مشاهده نمود، كه بسیار به، شادی و شادمانی ایرانیان آریایی و باورمندیهای که جزوه آیین زرتشتی بوده، اشاره شده است واز شادی آفریده‌ی اهورا مزدا و سوگ، اندوه و غم آفریده‌ی اهریمن نام برده شده است؛ مانند: «خدای بزرگ است ، اهورا مزدا كه آسمان را آفرید، كه این زمین را آفرید، كه مردم را آفرید، كه شادی را از برای مردم آفرید » استاد پورداود جشن پریدن از روی آتش و خواندن ترانه‌هایی در آن خصوص را زشت می‌پندارد چنانكه در كتاب آناهیتا می‌گوید:« در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزای چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن، از روزگارانی است كه دیگر ایرانیان مانند نیاكان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی‌دانستند آن چنانكه در آتش افروزی جشن سده كه به گفته گروهی از پیشینیان ، پرندگان و چارپایان را به قیر و نفت اندوده، و آتش می‌زدند، از دوران پس از اسلام است».

آقای هاشم رضی تاریخ برگزاری جشن سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون نمی‌داند یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند، یعنی در نخستین شب از پنجة كوچك یا نخستین شب از ده‌شب و روز فروردگان قراردارد، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجة«وه» كه پنج روز كبیسه است و نخستین شب و روز جشن هَمَسْپتْمَدَم و آخرین گاهنبار و جشن آفرینش انسان است.

یكی از واجبات و سنت‌‌های معمول آتش افروختن بر سر بام‌ها و در كوی و برزن بوده است جشن ده‌روز فروردگان مطابق با هر جشن دیگر‌، با افروختن آتش و نیایش‌های ویژه‌ای معمول بوده است، اما علت اصلی برافروختن آتش كه نشانه شادمانی، ستایش اهورا مزدا و آغاز جشن بود تا ارواح را راهنما باشد ودر روشنی و فروغ اتش به خانه‌های خود در آیند، البته در پشت بام در كنار آتش خوراك‌های ویژه‌ای نیز می‌گذاشتند.

جشن سوری در قدمت برابر است با اعتقاء آریایی‌ها و به ویژه مردم ایران‌زمین به فروهرها یعنی  ارواح پاك‌نیاکان.

که البته باید ریشه آن را در اوستا و گاثاهای زردتشت پیدا كرد چنانكه در فروردین‌ یشت پاره 49 آمده « فروهر‌های نیك توانای پاك در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاه خود به سوی زمین فرود آیند و ده شب پی در پی از برای آگاهی یافتن از بازماندگان در این سرا بسر ‌برند».

« آتش را می‌ستایم كه آفریده‌ی پاك  اهورا مزدا می‌باشد» پس تقدس آتش به دلیل آفریده شدن ان توسط  اهورامزدا بوده و خودِاتش به منظور یاری و استمداد جُستن ستایش نمی‌شده است.

شب سوری بی‌گمان شكل درست تلفظ این جشن «جشن سوری یا چهارشنبه سوری» است؛ در دوران ساسانیان و‌اژه سوری فارسی‌، در پهلوی به گونه سوریك صفت اسـت چون سـور به معـنی سـرخ و « یكِ» پسوند صفت می‌باشد به معنی سرخ و سرخ‌رنگ، و شب سوری یعنی شب سرخ، چرا كه عنصر اصلی این مراسم برافروختن آتش سرخ بوده است. در اوستا كلمه سور با واژه سوئیریه ‌یا« suirya » به معنی چاشت آمده است ،که ان را در معنی مهمانی بزرگ گرفته و بكار برده اند؛ البته كردهای امروزی هنوز هم به آذر(‌واژه اوستایی) آگِر و به شب سرخ‌، شَوِ‎ْ سور می‌گویند و آگِرَه سوره همان آتش سُرخ و یا آذر سوئیریه اوستایی می‌باشد.

بسیاری از مراسم كنونی كه در پایان سال یا چهارشنبه سوری باقی‌ مانده است كنایه از اهدای نذور و فدیه ارواح و فروهرها می‌باشد ودر این شب سال، به زیارت اهل قبور رفتن و نذری جهت اموات دادن و مراسم آتش افروختن بر بام‌ها؛هنوز میان زرتشتیان و بسیاری از مردم روستاها جهت راهنمایی فروهرها مرسوم می باشد؛ اهدای آجیلِ مشكل‌گشا كه همان لُرْك lork یا آجیل هفت مغز زرتشتان است ،و مراسم فال كوزه و كجاوه بازی و شال اندازی و ... میان مردم آذربایجان و ...، جای پای مشخصی در رسوم ایرانیان قدیم دارد.

 لُرْك یا آجیل مشكل گشا:

یكی از مراسم بسیار مورد توجه شب چهارشنبه سوری، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشكل‌گشا می‌باشد، این آجیل وجهی تمثیلی دارد و هر كس كه مشكل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل هفت مغز را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می‌كند.

فال گوشی‌، فال كوزه:

فال كوزه و فال‌گوشی ایستادن نیز امروزه جای پای مشخصی در گذشته‌ها دارد بی‌گمان در روزگاران گذشته نه فقط دوشیزگان بلكه كلیه جوانان به زیر بام‌ها در جاهای خلوت می‌ایستاند به امید اینكه در چنین ایامی كه فروهرها به زمین نزول كرده و میان خان و مان خود وارد شده‌اند آنان را به نجوا از آینده‌شان آگاه سازند‌. چون بر آن بودند كه ارواح از آینده اطلاع دارند و امروزه این رسم و سنت به شكل فال‌گوش ایستادن دوشیزگان باقی مانده است.

اهدای آجیل و شیرینی در شب جشن سوری :

در آذربایجان رسم كجاوه‌اندازی و در روستا‌های نزدیك تهران رسم شال‌اندازی از شب‌های نزدیك عید نوروز و شب چهارشنبه سوری كنایه از نیاز و فدیه به فروهرهاست و آن چنین است كه در این شب جوان‌ها جعبه‌های كوچكی با كاغذ‌های رنگین به شكل كجاوه می‌سازند و ریسمانی به آن می‌بندند و بر بام خانه‌ها ‌می‌برند. و كجاوه را از كنار پنجره‌ها یا از سوراخ بالای بام می‌‌آویزند و صاحب‌خانه شیرینی و خشكباری را كه قبلاً به همین منظور تهیه كرده است در كجاوه می‌اندازد. همچنین رسم قاشق‌زنی در تهران و بسیاری از جاهای ایران كه شكل‌دیگری از كجاوه‌اندازی است به یادگار مانده است.

مراسم چهارشنبه‌سوری در گیلان یكی از بزرگترین و مهم‌ترین مراسم كهن است كه همه‌ی مردم با اعتقادی بسیار، آن شب را شب برگشت روان درگذشتگان (فروهرها) ،شب درخواست و حاجت و رسیدن به آرزوها می‌دانند. آنان معتقدند كه روان‌های در‌گذشتگانِ نیاكانشان در آن شب به خانه‌های خود باز می‌گردند و افراد خانه برای خوشنودی آنان و كمك خواستن از آنان برای بسیاری از امور زندگانی و برآوردن نیازها‌، خانه و پیرامون آن را پاكیزه كرده و هفت نوع غذا آماده می‌كنند. از جمله مراسم دیگر مردم گیلان برافروختن آتش در بلند‌ترین جای خانه‌، خانه‌تكانی‌، خرید آینه و اسپندِ هفت‌رنگ و گمَج (ظرف سفالی) جستجوكردن چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازی‌، برگذاری مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زنی‌، قاشق زنی و ... می‌باشد. شبهاهت بسیار زیاد این مراسم و سنت در این شب از آذربایجان تا خراسان و از شمال تا جنوب ایران در هر كوی و برزنی نشان از ریشه‌ تاریخی و باستانی و اهورایی و دینی این جشن در میان ایرانیان باستان و آریایی دارد.

در كردستان و میان كردها‌، با وضوح بیشتری جشن سوری یا جشن آخر سال در همانندی با جشن سوری باستان و ایام فروردگان باقی مانده است‌. همانندی‌های آن به قول آقای هاشم رضی شگفت ‌آور و موارد آن چنین است كه مراسم در آخرین شب سال برگزار می‌شود، كه جشن آخرین گاهنبار یا همستپتمدْم  است كه جشن آفرینش انسان می‌باشد و به نوروز مربوط نیست چون دءنای است و پیش از آغاز سال فصلی برگزار می‌گردد. مراسم راز و ری و كنایت آمیز با تاریك شدن آفتاب و با افروختن آتش شروع می‌گردد . این آتش را هم، در كوی و برزن می‌افروزند و به گرد آن شادی و پای‌كوبی می‌كنند. و در مرحله‌ی دوم به روی بام‌ها می‌افروزند كه هنوز در میان زرتشتیان مرسوم است و در شب آخر سال سفره‌ی رنگینی می‌گستردند با بهترین خوراك‌ها و تشریفات، و لازم بود بوی بهترین خوراك در خانه پراكنده باشد و معتقد بودند و هستند كه روان درگذشته‌گان (فَرْوَهَرها )‌ به خانه‌های خود نزول كرده و از دیدن آن همه نعمت‌و فراوانی و پاكیزگیِ بازماندگان شاد می‌شوند و از اینكه آنان را فراموش نكرده و مراسم و آئین به جای می‌آورند در حق بازماندگان دعای خیر كرده و آنان را نیرو و بركت می‌بخشند.

مراسم باستانی شب سوری(چهارشنبه‌سوری )‌در بیشتر شهرها و بطور ویژه در روستاهای ایران در سطح وسیعی برگزار می‌گردد چنان كه در خراسان هنگام جشن از روی آتش پریده و این اشعار را زم‌زمه می‌نمایند:

زردی مـــا از تـو            سـرخی تــو از مـــا

الا به دَر ، بلا به دَر            دزدو حیز از دِ‌ها به دَر

مراسم و سُنّت های کهنِِ ِ به جا مانده از ایران باستان در این شب بسیارند که به اختصار نام آنها را می توان بشرح زیر برشمرد.

1. کوزه شکنی

2. قاشق زنی

3. آجیل مشکل گشا

4. آب پاشی

5. بر افروختن آتش

6. سفره انداختن

7.شال اندازی

8. کجاوه اندازی

9.آش نذری

10.مراسم قفل« بخت» گشایی دختران

11. فالگوش

12. قُلیا سودن

13.رفع و دفع چشم زخم

14.کاسه زنی و دف زنی در شیراز

15. توپ مروارید در تهران زمان قاجار و ...

16.گره گشایی

17.آش بیمار

18.کندر و خوشبو و ...           

در خاتمه باید یادآور شد که عده ای از علماو روحانیون(به ویژه ایرانی) با برگزاری چنین جشنهای که ریشه در قبل از اسلام دارد، مخالفت می نمایند و آن رابرای جامعه اسلامی!خطرناک توصیف می نمایند؛

ولی بایستی یادآوری نمود که یکی از دلایل مخالفت با چنین جشنهای( جدا از دلایل سیاسی روز و زمانه) بر افروختن آتش می باشد و چنین متشبه می گردد که آنان با پریدن از روی آن و خواندن اشعاری از آتش استمداد جُسته و گویی آتش را پرستش می نمایند؛ در حالی که باید اذعان کرد که آتش خود یکی از چهار عنصر آب ،بادو خاک که همگی مخلوق اهورا مزدا بوده ، می باشد و علت مقدس بودن آن جدا از دلایل فلسفی، پاک بودن و داشتن خاصیّت پاک کنندگی و روشنی بخش بودن آن می باشد و به صراحت می توان گفت که ایمان ایرانی با آن حرارت و پرتو افکنی بیشتری پیدا خواهد کرد.چنانکه یکی از راهای ورنیرنگ(آزمایش قضایی داوری به منظور اثبات راستی و حقیقت)بوسیله ی آتش بوده است.

بی گمان از تأثیر و همچنین کاربرد عناصر چهار گانه ایرانی ..

و زرتشتی بر فیلسوفان یونانی بطوریکه عده ای جهان را از آب،و

عده ای دیگر جهان را متشکل از آتش و انکسیمنس جهان را از هوا(باد) دانست و اعلام نمود که انگار جهان نفس( مشتقات باد) می کشد، وفلسفه ی آتش و گناه در یهود،مسیحییت و اسلام و قران نمی توان چشم پوشید؛در جای جای قران نیز از مقدس بودن آن نامی به میان آمده است بطوریکه خداوند خود را نور دانسته و حضرت موسی ذات باریتعالی را به صورت پرتوی سوزان و البته نورانی از نور و آتش ملاقات نموده است . و از آنجا که آتش نیز چون سایر مخلوقات اهورای تحت فرمان خداوند قرار دارد و نه جدا از خداوند ( چنانکه در داستان افکندن ابراهیم به آتش به فرمان الهی به گلستانی تبدیل گشت و ...) لذا دلیلی بر ترس و بدبینی با انگیزه های زود گذر سیاسی وجود نخواهد داشت./.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()

با درود به شما دوستان اریایی. دوستانی که نوشته قبلی را نخوانده اند خواهشا بخوانند و دیدگاه خودشون رو بدند. و از همه دوستان میخوام که در نظر سنجی شرکت کنن.

روز سپندارمذگان ( روز عشق گرامی باد )
روز  29  بهمن روز سپندار مذگان
روز عشق شاد باد
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف كرده اند: "تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود." این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم! شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi  و Hello  را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند. اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است! همینطور كلمه Thanks  بیش از سپاسگزارم و Good bye  بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد.
ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، برای شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند! همه چیز را در مورد  Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26  بهمن ماه  (14  فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم.  مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine  به گوش می خورد.
از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"
اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از 
میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با  29  بهمن، یعنی تنها  3  روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا 
پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان
نیز زنان و دختران را برتخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها
 اطاعت می كردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها"
دو مقوله كاملا جداست.
با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!
برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از  26  بهمن  ( Valentine) به  29  بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم. بدرود.

منبع: تارنمای چوایران نباشد تن من مباد.




(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  
درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از ان به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

این تارنما در راه اگاهی رساندن خبرهای تاریخی و فرهنگی ایران زمین و شناساندن تمدن این سرزمین به مردمان این مرز و بوم کوشش میکند.
پاسخگوی سوالات شما در زمینه ایران شناسی و انجام کارهای فرهنگی هستم با من تماس بگیرید:09196867602
خسرو حسین بختیاری(سید حسین موسوی)
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
از دیدگاه شما دوست هم میهن رپ یا موسیقی ایرانی؟



نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.