تبلیغات
ایرانشهر - مطالب دی 1389
ایرانشهر
به نام خداوند کیهان و هور که چشم بد از خاک ایران بدور
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
با درود به شما دوستان اریایی
دوستان خوبم این نوشته رو از تارنمای یار و همیار مهربانم (گارد جاوید) برداشت کردم که نهایت سپاسگذاری رو از این دوست خوب دارم. دوستان امیدوارم خوشتون بیاد و من از شما یاران میخوام که این نوشته رو در تارنمای خودتون قرار بدین تا همگان با این وسیله که به دوره پر افتخار اشکانی بر میگرده بیشتر اشنا بشن. راستی پیروزی تیم ملی رو هم که شعارشون تو این مسابقات( شاهزاده های پارسی) هست بر تیم بی صفت و تازی عراق رو که موقع خوندن سرود ایران بی احترامی کردن شاد باش میگم. باسپاس از شما. بدرود.

هیچکس به درستی از زمان تولید دقیق باتری ها آگاه نیست.اما بررسی های باستان شناسان نشان می دهد که اجداد ما ایرانیان حدود 2000 سال پیش یعنی در دوره حکومت اشکانیان وسیله ای در اختیار داشتند که از آن ها مانند باتری امروزی برق تهیه می کردند.
بنابر این ایرانیان نخستین مخترعان باتری بوده اند.


تا چند سال پیش همه تصور می كردند كه پیل الكتریكی را نخستین بار دانشمند ایتالیایی لوییجی گالوانی در سال 1786اختراع كرد. گالوانی از قرار دادن دو فلز در آب نمك جریان برق به دست آورد. اما چقدر مایه تعجب است وقتی می بینیم كه برحسب تصادف، گالوانی هم برای ساختن پیل از همان فلزهایی را استفاده كرد كه 1800 سال پیش از وی ایرانیان برای ساختن پیل به كار برده بودند. پیل مورد استفاده ایرانیان در شهری در اطراف بغداد به دست آمده است.

نخستین بار در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ( ۱۹۳۸ میلادی)، ویلهلم کونیگ باستان‌ شناس آلمانی، در نشریه ی کاوش و پیشرفت طی مقاله‌ای خبر از وجود باتری های اشکانی می دهد.

ویلهلم کونیگ (Wilhelm Konig)، باستان‌شناس آلمانی که اداره‌ی موزه‌ی ملی عراق را برعهده داشت، به هنگام کاوش در یکی از روستاهای نزدیک بغداد، به کوزه‌ای سفالی به بلندی ۱۴ سانتی‌متر برخورد که استوانه‌ای مسی در خود داشت و آن استوانه نیز میله‌ای آهنی را در برگرفته بود. بررسی‌ها از وجود ماده‌ای اسیدی، مانند سرکه، و نیز خوردگی شیمیایی در آن ظرف سفالی خبر دادند.




پیش از کونیگ، باستان‌شناسان دیگری نیز قطعه‌های شکسته‌ای از این کوزه‌های رازآمیز را پیدا کرده بودند. با وجود این، تنها او بود که به اهمیت آن‌ها پی برد و در کشف‌های دیگر خود تعداد بیش‌تری از آن‌ها پیدا کرد. بررسی‌ها نشان داد که پیشینه‌ی این باتری‌ها به نزدیک ۲ هزار سال پیش باز می‌گردد؛ یعنی زمانی که اشکانیان بر میانرودان (بین النهرین) فرمانروایی می‌کردند. اشکانیان سومین سلسله از شاهان بزرگ ایران بودند که از ۲۴۸ سال پیش از میلاد تا ۲۲۴ سال پس از میلاد، امپراتوری شکوهمندی در خاور ‌زمین بر پا کرده بودند.

انتشار مقاله‌ی کونیگ در سال ۱۹۴۰، شگفتی باستان‌شناسان و جهانیان را برانگیخت و ایرانیان دو دهه‌ پس از نخستین گزارش کونیگ، یعنی نزدیک ۴۰ سال پیش، برای نخستین بار از این دستاورد تمدنی خود آگاه شدند. البته، به زودی آن را به فراموشی سپردند و در حالی که پژوهشگران هنوز هم پیرامون باتری‌های اشکانی پژوهش می‌کنند، شاید بتوان گفت مگر شمار اندکی از ایرانیان همگی از آن ناآگاه هستند و گاهی نیز از پذیرش آن سرباز می‌زنند. به هر حال، ایرانیان همیشه شگفتی‌ساز بوده‌اند و این هم نمونه‌ای از همین ویژگی آنان است.

جنگ جهانی دوم از ادامه‌ی پژوهش‌ها روی باتری‌های ایرانی جلوگیری کرد، اما پس از آن که ویران‌سازی فروکش کرد و آبادانی بار دیگر رونق گرفت، ویلارد گری(Willard F. M. Gray) از آزمایشگاه ولتاژ بالای شرکت جنرال الکتریک در ماساچوست، چند نمونه از این باتری‌ها ساخت. زمانی که آن‌ها را با الکترولیتی مانند شیره‌ی انگور(سرکه) پر کرد، آن دستگاه‌ها حدود ۲ ولت برق تولید کردند. این آزمایش بر شگفتی پژوهشگران و باستان‌شناسان افزود، چرا که دستگاهی پس از ۲ هزار سال، هنوز کار می‌کند.



 
ویژگی های باتری اشکانی

این باتری در بردارنده ی یک کوزه سفالی تخم مرغی به ارتفاع 14، قطر 8 و دهانه 3/3 سانتیمتری بود که یک میله ی آهنی به طول 7/5 سانتیمتر به صورت عمودی در قسمت میانی قرار داشت که نقش قطب منفی باتری ( آند ) را بر عهده داشت.

در اطراف میله آهنی یک استوانه مسی به طول 9/8 و قطر 2/6 سانتیمتر قرار داشت که به کمک قیر در جای خود محکم شده بود، در قسمت دهانه ی باتری از قیر برای آب بندی باتری استفاده شده بود. در این باتری احتمالا از آب نمک، سولفات مس، جوهر سرکه، آبلیمو، شراب تند و یا اسید سیتریک ( که در آن دوره شناخته شده بودند ) به عنوان الکترولیت استفاده می شده است.

کاربردهای باتری‌ اشکانی

به ‌راستی چگونه اشکانیان در آن زمان به مفاهیم پایه‌ی الکتریسیته دست پیدا کرده بودند؟ برخی بر این باورند که آنان چنین دانشی نداشتند، زیرا بسیاری از نوآوری‌ها پیش از درک مفاهیم پایه‌ای که آن نوآوری‌ها بر آن‌ها استوار بودند، به دست آمده‌اند. برای مثال، چینی‌ها مدت‌ها پیش از آن‌که اصول سوختن به درستی روشن شود، باروت ساخته بودند و از آن بهره می‌گرفتند. کشف داروهای گیاهی کهن نیز شاهد خوبی بر این ادعاست. همیشه نیاز نیست بدانید چیزی چگونه و چرا کار می‌کند، فقط می‌دانید که کار می‌کند.

در این که باتری‌های ایرانی الکتریسیته تولید می‌کنند، شکی نیست، چرا که دانشجویان زیادی در دانشگاه‌های گوناگون نمونه‌هایی از آن ساخته‌اند و برق تولید کرده‌اند. اما اشکانیان از این دستگاه برای چه کاری بهره می‌گرفتند؟ این دستگاه بسته به نوع محلول الکترولیت، بین ۰/۸ تا ۲ ولت برق تولید می‌کند. تولید برق به دو فلز با پتانسیل الکتریکی متفاوت و محلول دارای یون، به نام الکترولیت، نیاز دارد و همه‌ی این‌ها در این باتری‌ها وجود دارد. با بستن چند باتری از این نوع به هم می‌توان به ولتاژ‌های بالا دست پیدا کرد. اما هنوز سیمی پیدا نشده است که بتوان ثابت کرد که در آن زمان نیز چنین کاری انجام می‌شده است.

شاید باتری‌های پارتی برای آب‌کاری یک فلز روی ظرف‌های فلزی به کار می‌رفته‌اند. نمونه‌ای از این ظرف‌ها در موزه‌ی بغداد پیدا شده است که پیشینه‌ی آن‌ها نیز به همان دوران باتری‌ها باز می‌گردد. آرن اگبریچ(Arne Eggebrecht) چند نمونه بازسازی شده از باتری‌‌ها را به هم وصل کرد و با به کارگیری شیره‌ی انگور به عنوان الکترولیت توانست لایه‌ی نازکی، حدود یک ده‌هزارم میلی‌متر، از نقره به سطح فلز دیگری بنشاند. چندی پیش نیز یك مهندس آمریكایی به نام ویلاردگری ثابت كرد كه این دستگاه عجیب را اشكانیان برای آب دادن فلزات بخصوص طلا و نقره به كار می برده اند. گری در گزارش خود می نویسد: «اشكانیان از اتصال این پیل ها به یكدیگر مقدار قابل توجهی نیروی برق به دست می آوردند و آن را به وسیله دو سیم وارد دستگاه آبكاری كرده و با استفاده از املاح طلا و نقره، دستبندها و زینت آلات خود را آب طلا و نقره می دادند كه امروز این کار را گالوانو پلاستی یا آبكاری الكتریكی می نامند.»

 

در آن زمان كیمیاگران و جواهرسازان باستانی كه به اینكار می پرداختند ساختمان پیل را نیز مانند سایر معلومات خویش به عنوان یك راز مگو تلقی می کردند و جز به اهل فن به كسی ابراز نمی داشتند و در نتیجه از این اختراع جز  كیمیاگران، دیگران اطلاع نداشتند.








نوشته شده در تاریخ جمعه 17 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()

با درود به دوستان اریایی ام دوستان این مطلب گران بها رو از تارنمای دوست خوبم امیر کوروش(ایران کهن) برداشت کردم یه کم بلند هست اما مطمئن باشید تا اخرش میخونید چون خیلی جذاب هست نوشته هایی درونش هست که مغزتون سوت میکشه. امیدوارم خوشتون بیاد. دوستان ببخشید من برداشت کردم عکسها همینطوری بود

شهر سوخته کجاست ؟ این مردم موفق و دانا چه کسانی بودند ؟ اینان چرا و چگونه همگی یکشب در آتش سوختند ؟؟ مردم شهر سوخته در 3 هزار سال پیش چگونه به این همه علم و پیشترفت رسیده بودند ؟؟ آیا علم آنان از خارج از کره زمین به آنها آموزش داده شده بود ؟؟

آیا مردم شهر سوخته با موجودات فضایی در ارتباط بودند ؟؟

اینها سوالاتی است که باستان شناسان طی سالها تحقیق هنوز به نتیجه ای نرسیدند و نمی دانند مردم این شهر عظیم و مدرن و پیشترفته در 3000 سال پیش از کجا آمده بودند و چگونه به این همه علم و دانش رسیده بودند و چگونه طی یک شب همگی در آتش سوختند و نابود شدند ؟؟!!!!!!

مقاله زیر تفسیر و توضیحی علمیست در مورد تمدن شهر سوخته در سیستان و زابل شهر دلیران و سرزمین رستم و سهراب و تاریخ بزرگ بشری


شهر سوخته در ساحل رودخانه ی هیلمند و ۵۶ کیلومتری شهر باستانی زابل قرار دارد.شهری که نقش بسیار مهمی در ایران باستان داشته است.زادگاه رستم و پهلوانان نامی ایران زمین.اگرچه امروز بخش اعظم تمدن ایران باستان و رودخانه ی هیلمند در کشورهای پاکستان و افغانستان قرار گرفته است.
سیستان جایی است که توانست تا قرنها خصلت مرد پروری خود را حفظ کند و در سده های نزدیک به مولف تاریخ سیستان عیاران و جوانمردانی چون یعقوب لیث بپرورد

تصاویری از بقایای شهر سوخته بهشت باستان شناسان در سیستان سرزمین شگفتیها و مهد دلیران

محل قرار گرفتن خانه ها و دیوار های شهردر تصویر فوق مشخص شده است .
شهر سوخته از نظر زمانی هم زمان با تمدن سومر در بین النهرین و تمدنهای هاراپا و موهنجودارو در شمال غربی پاکستان بوده است . بسیاری از باستان شناسان معتقدند که مردم این ناحیه از همان نژاد سومر یا آنوناکی بوده اند که از سیاره ی نیبیرو به زمین آمده بودند. شباهت مجسمه های یافت شده با آنچه که در هاراپا وموهنجودارو وجود دارد این نظریه را اثبات می کند علاوه بر اینکه ابزارها و علوم پیشرفته ای که در شهر سوخته وجود دارد حکایت از شهری بزرگ و تجاری در ۶۰۰۰ سال پیش می کند.

نژاد و زبان مردم شهر سوخته :

علی رغم پیدا کردن بیش از ۴۰۰۰۰ اسکلت در گورستانهای این شهر هیچ کس موفق به شناسایی نژاد مردمی که در این ناحیه می زیستند نشده است.
همین مشکل در خصوص شهرهای باستانی هاراپا و موهنجودارو نیز وجود دارد و در نتیجه باستانشناسان را به این باور سوق داده است که مردم از همان نژاد ناشناس سومری بوده اند که به مناطق خوش آب و هوای زمین در کنار رودخانه های عظیم کوچ می کردند و با یکدیگر ارتباطاط تجاری می داشته اند.علاوه بر این جثه ی عظیم اسکلتها پس از پوسیده شدن در طول ۶۰۰۰ سال باز هم این باور را تقویت می کند که پهلوانان عظیم الجثه ی ایران باستان همچون گیو – گودرز – گرشاسب – سام و نریمان و رستم از همان نژاد بوده یا دورگه بوده اند

در اسکلت های کشف شده افرادی با بلندی قد بین 3 تا 4 متر نیز کشف شده است . یکی از بزرگترین اسکلتهای کشف شده در جهان در شهر سوخته کشف شده که متعلق به یک مردی بین 35 تا 40 ساله است که دقیقا” 5 متر و بیست و یک سانتی متر قد داشته که این بلند ترین اسکلت دیده شده در عصر باستان است.؟؟!!!!؟

زبان مردم شهر سوخته و به طور کلی مردم نواحی بلوچستان و زابلستان باستان ناشناس باقی مانده و کسی قادر به رمز گشایی نوشته ها و مهرهای کشف شده نیست.اما آنچه مسلم و قابل اثبات است این است که زبان پهلوی و زبان اوستایی از جمله زبانهایی بوده اند که توسط برخی قبایل و سلسله های باستان تکلم می شده اند و همچنان امروز به ما رسیده اند.(

تجارت:

شهر سوخته(ایران باستان) به کشورهایی همچون سومر -هاراپا- موهمجودارو و مصر وسایل صنعتی و جواهرات و وسایل تزیینی صادر می کرده است.

لینک زیر یک وسیله ی تزیینی را نشان می دهد که در شهر اور ( عراق) در سومر باستان پیدا شده است و از شهر سوخته به سومر صادر شده بوده است.

دین مردم شهر سوخته :

به غیر از تعدادی مجسمه ی بت مانند از خدایان مونث و چند پیکره ی مرد که گمان می رود طبقه ی روحانی را نشان دهد علائم دیگری یافت نشده که بتوان دین اصلی مردم را مشخص کرد . اما در جدیدترین کاوشها ساختمان یک معبد بسیار بسیار بزرگ کشف شده است که به زودی پاسخ به این سوال را خواهد داد.منبع را ببینید

قربانی کردن انسان:

در قبرستانهای شهر سوخته اجسادی پیدا شده است که نشان می دهد آنها طی مراسمی قربانی شده بودند، در یکی از قبرها ۱۳ سر قطع شده به صورت دایره وار و به همراه هدایا و وسایل تزیینی پیدا شده است که نشان از نوعی مراسم مذهبی دارد. همچنین در چند قبر دیگر اسکلتهایی یافت شده که جمجمه ی آنها در بین پاها و جدا از بدن قرار گرفته.از آنجا که این اجساد با احترام و به همراه هدایا دفن شده اند احتمال قتل و یا شکنجه وجود ندارد بنابراین می توان آن را قربانی تلقی کرد

آب و فاضلاب :

سراسر شهر سوخته دارای سیستم پیشرفته ای برای انتقال آب به منازل و سطح شهر است و جنس لوله ها از سفال خاصی است.چیزی که در تمدنهای بسیار پیشترفته مانند عیلامیها و هخامنشیان می بینیم و از یک قوم کوچک بسیار بعید است که اینقدر به مسئله بهداشت و تامین مصرف مردم و ساکنین اهمیت می دادند.؟؟!!!؟

شهر سوخته در منطقه ای کاملا غیر زلزله خیز ( حتی تا امروز) بنا شده ( درست مانند تمدنهای سومر-مصر و دره ی سند ). به این دلیل سوخته خوانده می شود که ۲ بار به طور کامل سوخته شده اما باز ساخته شده است و ناگهان بدون هیچ نشانی در ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد تخلیه شده است. دقیقا هم زمان با نا پدید شدن تمدن های دری ه سند( یعنی هاراپا و موهمجو دارو ) .

طبق کتیبه های آشور باستان این دقیقا همان تاریخی است که آنوناکی ناگهان زمین را ترک کردند . دلیل این خروج ناگهانی در کتب عهد عتیق و متون باستان تغییر ناگهانی آب و هوای زمین از مرطوب به خشک بوده است . تمامی مناطقی که این تمدنها در آن به وجود آمده بود به دلیل تغییر مدار زمین گرم و خشک شدند و این موجودات (آنوناکی) برای حیات به محیطی بسیار سبز و مرطوب نیاز داشته اند. از این رو ناگهانی ناپدید می شوند اما انسانهای دو رگه که از آمیزش آنوناکی و مردم زمین به وجود آمده بودند در زمین باقی ماندند که احتمالا همین انسانها سلسله های مشهور و پادشاهان و پهلوانان را تشکیل می داده اند

بهر حال این منطقه و تمدن اعجاب انگیزچیزی حدود 4500 سال پیش بر اثر یک آتش سوزی عظیم ، انقدر عظیم که نمی توانسته کار حمله احتمالی قومی به این منطقه باشد این شهر را از بیم برده است . این آتش سوزی می تواند آتش سوزیهای عظیم ناشی از گرم شدن زمین ، یک جنگ ویرانگر ، و یا صاعقه های بزرگی بوده که توانسته شبانه و طی چند روز یک شهر را کاملا” تبدیل به خاکستر بنماید …
شهر سوخته به علت رمزها و رازهای بسیار بهشت باستان شناسان معرفی شده و هر روز چیز تازه ای برای کشف شدن دارد…اینان چه کسانی بودند ؟؟!!!؟

اسکلت کامل پیدا شده از یک دختر 14 ساله که مورد جراحی مغز قرار گرقته است…چهره این دختر توسط اندام شناسان باستان شناس در تصویر فوق باز سازی شده است .


محل کشف اسکلتهای مورد جراحی قرار گرفته به همراه وسایل زینتی و چند کوزه


پزشکی پیشترفته مردم شهر سوخته و احتمال روابط آنها با موجوداتی غیر زمینی و مدرن :

اگرچه تاکنون نشانی از سفینه های این مردم یافت نشده !!!
و یا مدارکی دال بر ارتباط این مردم با موجودات فضایی !! ( اگر هم یافت شود به من و شما گزارش نمی دهند ! ) جالب است دلایلی را که باستانشناسان رابطه این مردم را با موجوداتی پیشترفته و یا شاید غیر زمینی رد نمی کنند و بر پایه یک فرضیه وجود افرادی پیشترفته در کره زمین را ممکن می دانند را بدانید :

اولا: تعداد محدودی اسکلت در شهر سوخته کشف شده که جمجمه ها و اعضای بدن آنها اصلا” شباهتی به انسان کامل ندارد و بیشتر شبیه موجوداتی انسان نما می باشد.
این اسکلت ها از نظر ظاهر و فیزیک کاملا” با اسکلت یک انسان متفاوت بوده و درست شبیه و نقاشیهای موجود از موجودات فضایی است !!؟؟

دوما” : علم و پیشترفت تکنولوژی این قوم کوچک در 5 هزار سال پیش آنقدر مدرن و امروزی بوده که باستانشناسان حتی در دوران های بعدی تاریخی مانند دوران با عظمت هخامنشیان که ایرانیان به علومی مانند پزشکی ، ستاره شناسی و دیگر علوم آشنایی داشتند دیده نشده است . مثلا” عمل جراحی بسیار ظریف معز یک زن که شما در تصاویر فوق مشاهده می کنید…بسیار جای تعمق و تعمل دارد!!! چرا که ما حتی در دوران ساسانی که دانشگاه علوم پزشکی در جندی شاپور (دزفول کنونی ) داشتیم همچین پیتشرفتهایی در علم پزشکی نکرده بودیم و گزارشاتی مبنی بر جراحی مغز و یا جراحی چشم و یا ساخت چشم مصنوعی نداشتیم.
تعجب باستانشناسان و مورخین به این خاطر است که در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد جراحی مغز و کار گذاشتن چشم مصنوعی انجام می شده است.تصویری که در این صفحه می بینید، جمجمه ی دختری ۱۴ ساله را نشان می دهد که به دلیل بیماری مغزی جراحی شده بوده است. پیش از این تصور میشد که تنها مصر باستان دست به جراحی می زدند (بر اسای نوشته های پزشک مخصوص فرعون ،سینوحه پزشک مصری). .

همچنین این لینک اسکلت زنی ۳۵ ساله را نشان می دهد که از چشم مصنوعی استفاده می کرده . جنس این کره ی چشم نا مشخص است و توسط تارهای بسیار باریکی از طلا به عصبهای چشم متصل شده بوده است.


کشف چشم مصنوعی به گزارش استاد سجادی :
مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بوده است .سن این زن بین 25 تا 30 سال تخمین زده شده است .بررسی بیشتر توسط پزشکان مشخص نمود که زیر تاق ابروی زن مذکو آثار آبسه و چرکی و جراحی داشته است .به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده آثار ارگانیکی پلک چشم بر روی پروتز مصنوعی مشخص است .جنس این چشم مصنوعی یا پروتز کاملا” هنوز مشخص نگردیده است اما به نظر می رسد از جنس قیر طبیعی با مخلوط یک نوع چربی حیوانی درست شده است . وسط این پروتز خالی است که چشم از داخل آن پیدا بوده است .بدنه چشم مصنوعی با نوعی مفتول طلایی احاطه گردیده و توسط 2 سوراخ موازی به چشم این زن پیوند زده شده بودند.نقشی که در روی این چشم مصنوعی طراحی شده دقیقا” شبیه به مویرگهای ریز داخل چشم انسان می باشد. ضمنا” به همراه اسکلت این زن عجیب تعدادی لوازم مانند : یک کیسه چرمی ، یک آینه مفرغی ، وتعدادی مهر های تزئینی و تعدادی ظروف سفالی کشف شده است.زمان فوت و درگذشت این زن با استفاده از کربن 14 و مطالعات آزمایشگاهی حدود 3هزار سال قبل از میلاد مسیح تائید شده است.


تصویر بازسازی شده چهره زنی که با یک چشم مصنوعی در 4 هزار سال پیش زندگی می کرده و توسط پزشکان آن دوره مورد جراحی زیبایی و بازسازی قرار گرفته است.

زنان شهر سوخته :

تازه ترین یافته های باستان شناسان در گورهای شهرسوخته حاکی از این است که زنان شهر سوخته لباس های زیبایی شبیه به ساری می پوشیدند. و به آرایش و زیورآلات قیمتی اهمیت می داده اند.


پروتز یا چشم مصنوعی که در داخل جمجه یک اسکلت زن در 4 هزار سال که به تازگی کشف گردید و جهانیان را شگفت زده کرد؟؟!!؟؟
این پروتز و محلهای بخیه بر روی آن دیرینه شناسان را با پزشکانی متبحر و عجیب مواجه کرده
که این قوم ناشناخته وعجیب ولی پیشترفته در 4 هزار سال پیش در کشور ایران چگونه می توانشتند عملهای جراحی به این ظرافت و دقت انجام بدهند؟!!؟


یکی دیگر از عجایب شهر سوخته :؟؟!!!؟
یک اسکلت کشف شده که مورد جراحی مغز قرار گرفته است. با کشف این اثر پیشینه پزشکی در ایران به بیش از 4000 سال می رسد. جراحی مغز به این شکل هنوز در هیچ جایی از کره زمین با ساده ترین وسایل موجود و بدون تجهیزات اتاق عمل دیده نشده است ؟؟!!!؟؟!!؟


تاس های بازی کشف شده به همراه تخته نرد در شهر سوخته!!؟؟ نکته جالب اینکه اولا” چه تفکر عظیم و پویایی در این مردم وجود داشته و دوم اینکه چقدر شبیه با وسایل امروزی است؟!!؟؟


وسیله ای بازی شبیه به تخته نرد که دارای تاس و مهره هایی شبیه به تخته نرد امروزی بوده است.
گزارش استاد سجادی باستانشناس ایرانی از کشف تخت نرد باستانی :

به تازگی از گور باستانی موسوم به شماره ۷۶۱ قدیمی ترین تخت نرد جهان به همراه ۶۰ مهره آن
در شهر سوخته کشف شد، بسیار قدیمی تر از تخت نردی که در گورستان سلطنتی اور در بین النهرین کشف شده بود.
آقای سجادی گفته که این تخت نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطیل است. چون آبنوس در سیستان و بلوچستان نمی روئیده و مشخص است که از هند وارد شده است.
روی این تخت نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است.
به نظر می رسد که چنین طرحی هم به موضوع های فرهنگی و فلسفی هند مربوط باشد، چرا که چنین علامتی در فرهنگ هند به معنی مرکز انرژی های حیاتی در بدن انسان است.
این تخت نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در یک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رایج در شهر سوخته یعنی از لاجورد، عقیق و فیروزه است.
به نظر آقای سجادی این تخت نرد ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قدیمی تر از تخت نرد بین النهرین است و به همین دلیل او فکر می کند این بازی از شهر سوخته به تمدن بین النهرین رفته است. گروه تحقیق و کاوش هنوز روش بازی با این تخت نرد را نیافته است


خاکستر جسد یک انسان 3 هزار ساله در شهر سوخته که در هنگام آتش سوزی در هنگام نیایش و یا خواب بسر می برده است.

کشف یک گور قدیمی در شهر سوخته متعلق به یک زن و شوهر . اینان مدتی قبل از آتش سوزی و نابودی همیشگی شهر سوخته از دنیا رفته بودند. جالب است بدانید هنوز دستبند و زیور آلات زن به همراه اسکلت مشخص بود و با نگاه اول مشخص می شد که کدام زن و کدام مرد هستند…سن تقریبی این دو حدود 30 سال بوده و چنان عاشقانه در بغل و کنار یکدیگر بخاک سپرده شدند که گویی در آن دنیا نیز با یکدیگر خواهند بود.
در کنار آنها مقداری غذا و لوازم مورد نیاز در آن دنیا برایشان گذاشته شده ؟!!


یک نمونه مهر ، کشف شده در شهر سوخته .
این مهرها که جهت شناسایی افراد مهم ،یا حکومتی و یا برای شناخت تجار معروف در طول تاریخ استفاده می شده است . تا کنون این مهر ها بیشتر در حفاریهای دوران هخامنشی کشف گردیده بود .
این مهر ها برای فرمان های حکومتی و شناسایی مالاتجاره استفاده می گردیده است.
نکته قابل توجه اینکه با کشف تعداد زیادی از این مهر ها معلوم گردید که ساکنان شهر سوخته چنان پیشترفته بودند که از تجارت و سلسله مراتب اجتماعی کاملا” برخوردار بودند و چنان طبقات اجتماعی جالب و پیشترفته ای داشتند که افراد با توجه به موقعیتشان نسبت به یکدیگر از برتری و شناسایی خاصی برخوردار بودند.


یک فقره شانه بسیار جالب که در کوره به شکل ماهرانه ای ساخته شده است.
این اثر نشانه ای از نوع تفکر و رفتار اجتماعی ساکنان ایران زمین در 4 هزار سال پیش می باشد.
باستان شناسان از روی همین اثار مکشوفه با عمق و عادات و تمدن یک ملت پی می برند


، جالب است بدانید این ظرف سفالی پس از کشف ، سر و صدای عجیبی به پا کرد و دقیقا” پس از انتشار خبر این اثر جالب این کوزه ناپدید شد و هم اکنون کسی جای آن را نمی داند !!


کشفی که باستان شناسان را متحیر کرد !! کشف قدیمیترین تصویر متحرک که بر روی یک سفال با استادی هر چه تمام تر به تصویر کشیده شده . در این تصیر یک بز کوهی یا گوزن در حال جهش به سمت یک درختچه برای خوردن گیاه آن می باشد.


یک نمونه پارچه کشف شده از لباس یک انسان و شهروند شهر سوخته در 4 هزار سال پیش . جالب است بدانید در آن زمان ساکنین این شهر لباس کامل بر تن می کردند


نمونه ای سفالهای کشف شده در شهر سوخته ، این سفالها همگی رنگی بوده و با رنگهای طبیعی در 4 هزار سال پیش لعاب داده شده است .در قسمت پایین یک نمونه گردنبند از سفال رنگی را مشاهده می کنید .

لیست اشیائی که تاکنون در منازل و قبرهای شهر سوخته پیدا شده :
-مهرهایی از جنس لاجورد و صدف و فیروزه

-سفال با امضای سفالگر بر روی آن !

-خانه ی معمولی با چند اتاق خواب و اتاق نشیمن

-چکش مفرغی- مسی -سوزن

-کاسه های مرمری

-شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همگانی همچون آپارتمان!

-اشیای وارداتی از تمدن هاراپا و سند که ارتباط این تمدنها را ثابت می کند.

-النگوهاو مهره ها و پیکره های انسانی

-بذر خربزه – حبوبات – ماهی خشک کرده -برنج برای خوراکی-بذر زیره ی کرمانی

-کوره های سفالگری و کوره های ذوب فلزات

-دکمه- تبر -بند کفش-قلاب- شانه ی سر- خط کش با دقت نیم میلیمتر !

-طناب -سبد- لباس- تخم حشرات -ناخن و مو ( که در هیچ نقطه ی باستانی تا به حال یافت نشده و نشان می دهد که این قسمت از ایران کاملا دست نخورده باقی مانده است)







نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
واژه دی در در ایران باستان به معنای دادن و آفریدن و ساختن و بخشودن است و دادار در فارسی از همین ریشه است روز هشتم و پانزدهم و بیست وسوم هر ماه (۲دی و۹ دی و ۱۷دی به تقویم امروزی ) به نام دی است و برای تشخیص این سه روز از یکدیگر هر یک از اینها را با نام بعد از خودش می خوانده و دی بآذز دی بمهر و دی بدین می گویند یعنی این سه روز را برای باز شناختن به روز بعد خودش نسبت می دهند ضمن آِنکه می دانیم روز اول هر ماه هرمزد یا اورمزد می باشد که نام آفریننده جهان است پس به این ترتیب روز اول (۲۵ آذر به تقویم امروزی)و هشتم و پانزدهم و بیست وسوم دیماه به نام خداوند است و چون نام ماه و روز یکی می شود هر چهار روز جشن است و خود ماه هم که به معنای خداوند است این جشنها را جشن اورمزد و سه دی گویند یعنی اولی در اورمزد روز و سه دیگر در سه روزی است که هر سه دی نام دارد. در ترجمه آثار الباقیه راجع به دی ماه مطالبی نوشته شده که خلاصه آنها به این شرح است ((دی ماه نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هر دو بنام خداوند است که هرمزد نامیده شده یعنی پادشاه حکیم و صاحب رای و آفریدگار . در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت پایین می آمد و جامه سفید می پوشید و در بیابان بر فرشهای سفید می نشست و دربانها و محافظان را که هیبت پادشاه به آنهاست کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند خواه دارا یا نادار بدون هیچگونه حاجب و مانع به نزد شاه می رفت و با او گفتگو می کرد و در این روز پادشاه با برزگران مجالست می نمود و در یک سفره با آنها غذا می خورد و می گفت من امروز مانند یکی از شماها هستم و با شما برادرم زیرا دوام و پایداری دنیا به کارهای است که با دست شما انجام می شود و امنیت مملکت نیز با شاه است نه شاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از شاه و چون حقیقت امر چنین باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر می باشم و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود))  کدام یک از ملتهای دنیا دارای چنین فرهنگ پرمهرو غنی هستند؟؟؟صد افسوس که از این آیین ها و گذشته کهنمان چیزی جز حسرتش  برایمان باقی نمانده.خلاصه آنکه روز اول و هشتم و پانزدهم و بیست و سوم دیماه که هر چها روز بنام خداوند است و با معنی مفهوم واژه دی یعنی آفریننده جهان موافق می باشد در ایران باستان جشن بوده که روز اول را جشن خرم روز و سه جشن دیگر را جشن دیگان می نامیدند . امروزه هم در ایران اول دیماه را بنام شب اول چله زمستان عملا مورد توجه قرار می دهند و مخصوصا در اینشب هندوانه یا میوه های دیگر می خورند . مسیحیان نیز این شب را که در زبان عبری یلدا نام دارد شب میلاد مسیح می دانند و جشن می گیرند .یلدا در اصطلاح نجوم آخرین شب پاییز و نخستین شب زمستان است که درازترین شبها می باشد .هرچند که با تفاوتهایی که بین تقویم کهن و امروز ایران وجود دارد نمی توان گفت دقیقا شب یلدا چه تاریخی است اما اگر یکی از موسساتی که در زمینه نجوم فعالیت می کند بلندترین شب سال را دقیقا مشخص کند این مشکل هم در نوع خودش برطرف می شود.
لازم به ذکر است که تعطیلات آخر هفته که امروز در بین ملل دنیا مرسوم است (شنبه یکشنبه یا جمعه) در فرهنگ کهن ایرانی بوده و ایرانیان قدیم بطور کلی در هر ماه این چهار روز را که بنام خداوند است بجای چهار آدینه فعلی تعطیل می کردند .چه زیبا بود اگر می توانستیم این سنت قدیم ایران زمین را دوباره زنده نماییم تا آثار نیاکانمان و یادگارهای ارزشمند آنان بکلی فراموش نگردد.جشن خرم روز بر تمام ایرانیان فرخنده باد .پاینده ایران.




نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
         پنج دی ماه روز درگذشت پیامبر ایران زمین بر همه ایرانیان ارام باد

زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه ( به نقل از متن پهلوی زادسپرم)در نیایشگاه بلخ به دست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد

فحوای کلام شاهنامه فردوسی دلالت بر مرگ توأم با خشونت زرتشت، در هنگام حملهٔ ارجاسب به بلخ، در این شهر می‌کند.
از انجا به بلخ امد سپاه        جهان شد زتاراج کشتن سیاه
نهادند سر سوی اتشکده        بر ان کاخ و ایوان زر ازده
همه زند و استا همی سوختند       چه پرمایه تر بود و برتوختند
ورا هیر بد بود هشتاد مرد          زبانشان زیزدان پر از یاد کرد
همه پیش اتش بکشتندشان       ره بندگه به سر نوشندشان
ز خونشان بمرد اتش زردهشت      ندانم چرا هیربد را بکشت
زرتشت در هنگام یورش ناگهانی قبایل تور در بلخ به دست یک تورانی کشته شد.در کتاب‌های پهلوی نام قاتل وی توربرادروش یادشده‌است.


The image “http://www.javanblog.com/uploads/p/101225121931.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

پیشگویی های زرتشت از آینده ایران

پیشگویی شگفت انگیزجاماسب ازاوضاع گرفتارایران درآینده ( برگزیده های از یشت ها ) :
گشتاسب شاه پرسید : این دین ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه ای است ؟
1  ) "جاماسب بیتخش " پاسخ داد : که این دین هزار سال روا باشد پس از آن مردمانی که هم پیمان شکن هستند با یکدیگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ایرانشهر ( مملکت ایران زمین ) به دست تازیان سپارده شود و تازیان هر روز نیرومندتر شوند و شهر شهر را تسخیر کنند . ( همانطور که سپاه تازی به ایران حمله کرد و شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کرد و ایرانیان را وادار به پذیرفتن اسلام یا دادن خراج کردند  )
2  ) مردم ایران زمین به نابکاری - فساد - رذیلت و دروغ گرویده و از روش کردار نیکو آزرده میوشند و کناره گرفته  .
3  ) آمار گنجهای ایرانشهر رو به گسترش می رود و زرین و سیمین ها برای فرمانروایان انبار می شود  .
4  ) سپس همه اینها ناپدید شود و بسیار گنجهای پادشاهان ایران به دست دشمنان رسد و مرگ بی زمانه و نابهنگام گسترش یابد. ( همانطور که کاخهای مدائن توسط سپاهیان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهای چندین دهه پادشاهی ایران و فرشها ابریشم ساسانیان توسط تازیان تکه تکه و غارت شد  . )
5  ) همه ایرانشهر به دست دشمنان تازی افتد و انیران ( ضد ایرانیان ) در ایران فراوان شوند به طوری که ایرانی از انیرانی مشخص نشود  .
6  ) در آن زمان " توانگران بد اندیش" بر درویشان پیشی میگیرند و آزادگان و بزرگان ایرانهشر در رنج و سختی زندگی خواهند کرد  .
7  ) به جایی خواهد رسید که فرزندی را که زایند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و برای کسب خواسته های خود از یکدیگر درگیر شوند . ( به وضوح در ایران دیده شده که عده ای فرزندان خودشان را برای گرفتن مقداری پول حراج میکنند به طوری که روزنامه ایران چند ماه پیش خبر داد زنی جنین خود را در شکم اش به مبلغ  1.5  میلیون تومان فروخت و آن پول را برای دادن پول پیش خانه پرداخت کرد  !!! )
8  ) مردان زن صفت که ناپدید بودند در ایرانشهر هویدا میشوند و دروغ گسترده میشود . همانطور که فردوسی بزرگ در این باره فرموده است ( بعد از فتح ایران بدست اسلامیان تازی ایران اینگونه خواهد شد  ):
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد این رنجهای دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر********* ز اختر همه تازیان راست بهر
برنجد یکی دیگری برخورد******** به داد و به بخشش کسی ننگرد
ز پیمان بگردند و از راستی********* گرامی شود کژی و کاستی
پیاده شود مردم جنگجوی********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
رباید همی این از آن آن******** زین ز نفرین ندانند باز آفرین
نهانی بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بداندیش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنین چاره گر
شود بنده ی بی هنر شهریار******** نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازایران واز ترک و از تازیان *********نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی *********بود سخن ها به کردار بازی
همه گنجها زیر دامن نهند *********بمیرند و کوشش به دشمن دهند
9  ) ( اتمسفر و هوای ) ایرانشهر رو به آشفتگی و سرمای سخت و گرمای سخت می رود و نباتات کم شود  .
10  ) از آن پس زمین لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زیاد پدیدار شود و ویرانی ها به بار آورد . باران بی موقع و بی سود باریدن میکند  .
11  ) سوار پیدا میشود و پیداه سوار میشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقیقا همان صحبتی که فردوسی بزرگ درباره ایران پیش بینی کرده بود و می بینیم که به واقعیت پیوسته و کسانی سردمدار ایران شدند که کارشان چیز دیگری بوده است ) فردوسی  :
پیاده شود مردم جنگجوی******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
12  ) مردان روی به دلقکی و لوده گری و ریاکاری روی خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاری گسترش یابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالایق روی کار خواهند رفت  .
13  ) پادشاهی و حکمرانی ایران بدست کسانی خواهد افتاد که انیران اند و در ظاهر بسیار دین مدار و آئیین و مسلک دار هستند.
14  ) آن تازیان با ارمیان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجیب و پلید شود  .
و  . . .
سپس گفتگوی زرتشت با اورمزد است که آینده ایران را پرسش میکند ( از بهمن یشت  ) :

1  ) در آن پست ترین هنگام  100  گونه و  1000  گونه و  10000  گونه دیوان ژولیده موی از تخمه خشم از راه برسند  .
2  ) آن بد تخمان از خطه خراسان به ایرانشهر بریزند و با پرچمی با موهای ژولیده و ظاهری نا آراسته از راه میرسند که همگی مزدور می باشند  .
3  ) سپس شهرها و دهها به ترتیب ویران میشوند و آنان که من اورمزد آفریدم همگی در نابودی قرار میگرند  .
4  ) آنان فریب کار بوده و آنچه که میگویند نمی کنند . و بدترین مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد میشوند . آنان به گفته های خود عمل نمیکنند و در سخن خود استوار نیستند  .
5  ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آید و گفتار راست آنان شک برانگیز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوی دهندگان ناحق و فریب کاران برای آنان راست آید  .
6  ) در ان زمان سوگند های دروغین زیاد خورند و به زور به چیزی گواهی میدهند و به اورمزد ناسزا گویند  .
7  ) از گناهانی که مردم کنند از هر  5  گناه  3  گناه را پیشوایان دینی کنند و آنان کسانی هستند که با نیاکان دشمن هستند و عبادتی که خود گویند انجام ندهند و از دوزخ بیمی ندارند  .
8  ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالی رواج یابد  .
9  ) پادشاهی و فرمانروایی ایرانشهر به دست انیران افتد و همچون سغدیان و ترکان و کابلیان و تازیان باشند . ایشان چنان فرمانروایی بدی کنند که که مرد پرهیزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان یکی باشد  .
و  . . .
زراتشت نامه هم که در سال  1278  میلادی  ( 727  سال پیش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پیشگویی ها یش را از اینده وخیم ایران به صورت شعر در آورده  :


به ایران بباشد سه جنگ تمام ****** بسی کشته گردند مردان نام
همه پارس و شیراز پرغم شود ******به جای طرب رنج و ماتم شود
بود حکمرانی آن دیو کین ****** که دین بهی را زند بر زمین
نیابی در آن مردمان یک هنر ******* مگر کینه و فتنه و شور و شر
و  . . .
متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم  .
بن مایه: فلسفه زرتشت : اثر دکتر فرهنگ مهر – انتشارات جامی  1374  تهران - زرتشت پیامبر ایرانی – دینی نو از دین کهن  : دکتر فرهنگ مهر - دکتر علی اکبر جعفری











































نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()

از آموزش و پرورش كودكان در عصر هخامنشی نكات اندكی دانسته است. در دو سند ایلامی به دست آمده از تخت جمشید، پیش‌نویسی شده در بیست و سومین سال پادشاهی داریوش یكم (499 پ.م.)، از «پسرانی پارسی [كه] رونویسی كننده‌ی متون‌اند» یاد شده است؛ متن‌های مورد بحث، گزارش‌های ثبت شده‌ی تحویل گندم به 29 نفر و تحویل شراب به 16 نفر هستند. ممكن است كه این پسران، خط میخی پارسی را، كه احتمالاً تنها برای چند دبیر دانسته بود، فرا می‌گرفتند؛ چرا كه این خط بیش‌تر برای نگارش سنگ‌نبشته‌های حاكی از پیروزی و توفیق شاهانه مورد استفاده بود. حتا بزرگان و كارمندان بلندپایه‌ی پارسی، نانویسا بودند، و بدین سبب از دبیران بیگانه (به ویژه نویسنده به زبان آرامی) در بایگانی دولتی استفاده می‌شد.
منابع یونانی طرح و تصویری از آموزش و پرورش نمونه‌وار پارسی به دست می‌دهند. به نوشته‌ی هردوت (1/136)، پسران پارسی تا سن پنج سالگی مجاز نبودند كه به حضور پدرشان برسند و تا آن زمان، در میان زنان زندگی می‌كردند. از سن پنج تا بیست سالگی به آنان اسب‌سواری، تیراندازی، و راست‌گویی آموخته می‌شد. پارسیان دروغ‌گویی را بدترین گناهان می‌دانستند، در صورتی كه دلاوری و شجاعت در خدمت نظامی نشانه‌ی مردانگی و جوان‌مردی بود. "گزنفون" در Cyropaedia می‌نویسد كه پسران اشراف پارسی تا سن شانزده یا هفده سالگی در دربار سلطنتی پرورش می‌یافتند و سواركاری، تیراندازی، پرتاب نیزه، و شكارگری را تمرین می‌كردند. به آنان شیوه‌ی داوری، فرمان‌بری، بردباری، و خویشتن‌داری نیز آموخته می‌شد (1.2.2-12, 7.5.86, 8.6.10; cf. idem, Anabasis 1.9.2-6; Strabo, 15.3.18). صرف نظر از این رهنمودهای اخلاقی، به آشكارا، هدف آموزش و پرورش پارسی به بار آوردن سربازان كارآمد و شایسته بود. این استنتاج را سنگ‌نبشته‌ی آرامگاه داریوش یكم گواهی می‌كند: «ورزیده‌ام، هم با دست‌ها، هم با پاها؛ سواركارم، سواركار خوب؛ تیراندازم، تیرانداز خوب، هم پیاده، هم سواره؛ نیزه افكن‌ام، نیزه افكن خوب، هم پیاده، هم سواره» (DNb 40-45). در Alcibiades (منسوب به افلاتون، 1/23-120) چنین ذكر شده است كه شاه‌زادگان پارسی در سن چهارده سالگی به چهار آموزگار پارسی برجسته واگذار می‌شدند، به ترتیب به نام‌های "خردمندترین"، "دادگرترین"، "پارساترین"، "دلیرترین"، كه به آنان به ترتیب، پرستش خدایان، شیوه‌ی حكم‌رانی، خویشتن‌داری و دلیری را می‌آموختند. "پلوتارخ" (Artaxerxes 3.3) به دینیاری اشاره كرده است كه «دانش مغان» را به كورش كوچك آموزش داد.
درباره‌ی آموزش و پرورش در شهربانی‌های شرقی امپراتوری هخامنشی عملاً اطلاعاتی در دست نیست، اما مدارك و شواهد مربوط به بابل و مصر، كه نظام‌های سنتی آموزشی آن‌ها در زمان فرمان‌روایی پارسی نیز ادامه داشت، گسترده و فراوان است. در هر دو كشور، آموزش و پرورش رسمی محدود به پسران بود. در آموزشگاه‌های دبیری، خواندن و نوشتن، و نیز اندكی دستور زبان، ریاضیات و اخترشناسی آموخته می‌شد. در بابل عصر هخامنشی، باسوادی در میان جمعیت غیرایرانی آن رواج بسیاری داشت؛ دبیران بابلی پرشمار، و شامل پسران شبانان، ماهی‌گیران، بافندگان و مانند آن بودند.
از میان‌رودان متن‌های درسی بسیاری به جای مانده است. این آثار شامل واژه‌نامه‌های سومری- بابلی، الواحی با نشانه‌های میخی، و انبوهی از سرمشق‌ها و نمونه‌های كاربرد و تكالیف دستوری هستند. میزان باسوادی حتا در میان مستعمره‌نشینان نظامی هخامنشی در الفانتین مصر نیز بالاتر بود، و این موضوع را قراردادهایی به زبان آرامی كه آنان معمولاً با نام‌های خودشان امضا می‌كردند، گواهی می‌كند. داریوش یكم فرمان بازسازی آموزشگاه پزشكی در ساییس مصر را صادر كرده بود. با وجود این، چنین به نظر می‌رسد كه در میان مصریان، آموزش و پرورش به صورت امتیازی برای اشراف باقی مانده بود: "اوجاهوررسنه" (Ujahorresne)، یك شخصیت برجسته‌ی مصری، اظهار داشته است كه كودكان «افراد بی‌اهمیت» در میان دانشجویان این آموزشگاه پزشكی وجود نداشته‌اند
.*





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
پس از مرگ خشایار شاه، پسرش ارشک با نام اردشیر ( پارسی باستان : آرتاخشترا) بر تخت شاهنشاهی نشست. نویسندگان یونانی به او درازدست گفته اند. نلدکه گوید نخستین کسی که این لقب را برای او نوشته دی نن بوده و دیگران از وی برداشت کرده اند. دی نن این لقب را به معنای گستردگی توان وی به کاربرده است. پلوتارک می نویسد که وی در بزرگواری و روان والایش در میان شاهنشاهان هخامنشی برجستگی دارد. در روزگار وی رخنه ی ایران در یونان پیوندی برپایه ی احترام بود. واردشیر خودمختاری برخی شهرهای یونان مانند آتن را پذیرفت.
اردشیر در نخستین سال شاهنشاهیش به بازسازی سیستم فرمانروایی پرداخت و شهربان هایی برگزید و همچنین کیفرها را ملایم تر کرد.
شورش مصر
آگاهی از درگذشت خشایارشاه به گروهی از مصریان فرصتی برای شورش داد( سال 99 هخامنشی). هخامنش عموی اردشیر که شهربان مصر بود، در شورش کشته شد. شورشیان از مزدوران یونانی بویژه آتنیان بهره می بردند و چنین برمی آید که شورش پشتوانه ی مردمی نداشته است. ایرانیان و مصریانی که در شورش دست نداشتند به دژ سپید ممفیس پناهنده شدند.
اردشیر ارتاباذ شهربان کیلیکیا و بغ بوخش شهربان سوریه(نوه ی بغ بوخش که از یاران داریوش بود) را فرمان داد تا به کمک ایرانی ها در مصر بشتابند. چون نیروی دریایی آماده نبود و جنگ در مصر و نیل نیاز به آن داشت ناچار یک سال برای آمادگی نیروی دریایی گذشت. پس از آن ارتاباذ با نیروی دریایی راهی مصب نیل شد و بغ بوخش به سوی ممفیس رفت. شورش سرکوب شد، با این حال محاصره گروهی از شورشیان در یکی از آداک های( جزیره های) نیل بیش از یک سال به درازا کشید. سرانجام در سال 105 هخامنشی، اوضاع مصر به حالت عادی برگشت.
هرودت هنگام بازدید از مصر چندی پس از شورش می گوید: پارسیان امروزه نیز برای آنکه جریان نیل محفوظ بمانداز این راه( راه رودخانه ای که ممفیس را به دریا پیوند می داد) پاسداری می کنند زیرا اگر فشار آب باعث شکستن سد شود و آب سرازیر گردد سراسر شهر به زیر آب می رود. از سوی دیگر آنان با کنترل همه ی کشتی هایی که در رود رفت و آمد می کنند، جلوی بهره گیری شورشیان از انها را می گیرند.
برخی از آداک های (جزیره های) دریای اژه و همچنین قبرس در روزگار وی دچار ناآرامی هایی شد که با اقدام های بخردانه ی اردشیر و کارگزارانش از میان رفت.
روزگار شاهنشاهی وی 41 سال بود. وی را دادگستر و مردم نواز یادکرده اند؛ در روزگار وی مردم در آسایش بودند. وی در سال 135 هخامنشی زندگی را بدرود گفت. کتزیاس نام همسر وی را داماسپیا نوشته است و می گوید که وی در همان روز که اردشیر مرد، زندگی را بدرود گفت. یگانه پسرآنها خشایارشا دوم بود که پس از مرگ اردشیر به تخت نشست.



درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از ان به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

این تارنما در راه اگاهی رساندن خبرهای تاریخی و فرهنگی ایران زمین و شناساندن تمدن این سرزمین به مردمان این مرز و بوم کوشش میکند.
پاسخگوی سوالات شما در زمینه ایران شناسی و انجام کارهای فرهنگی هستم با من تماس بگیرید:09196867602
خسرو حسین بختیاری(سید حسین موسوی)
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
از دیدگاه شما دوست هم میهن رپ یا موسیقی ایرانی؟



نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.