تبلیغات
ایرانشهر - هویت سازان اروپایی به دنبال کوچک شماری ایرانیان
ایرانشهر
به نام خداوند کیهان و هور که چشم بد از خاک ایران بدور
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 آذر 1389 توسط خسرو حسین بختیاری (سید حسین موسوی) | نظرات ()
این مطلب رو از تارنمای سیاسی تاریخی ایران پرست با تایید خودشون برداشت کردم تا همه از این دروغ ها مطلع با شند وبه یاری اهورامزدا هرچه زودتر این دروغ گویان رسوا شوند دوست خوبم این مطلب رو حتما تا اخر بخون ونظرت رو راجع به مطلب بنویس چون برای نویسنده اش مهم هست و این مطلب رو برای دیگران هم بفرست چون خیلی حیثیتی هست و همه باید بدونن. به امید نا امیدی این درغ گویان هویت ساز

درود بر همه ی دوستان و خوانندگان و همکاران ارجمند.

این نوشتار را بر پایه ی نیاز روز نوشتم و از دوستان میخواهم که تا جایی که میتوانند روی درون مایه این نوشته بیاندیشند و نقاط ضعف و قدرت ان را بگویند تا در اینده بتوانیم از اندیشه دیگر دوستان نیز تا جایی که میتوانیم بهره ببریم.

(دوستان این نوشتار را تا پایان بخوانید چون به خون و نژاد ما برمیگردد)

سخن را از اینجا اغاز میکنم که پس پیمودن گامهایی در رشد دارایی و فرهنگی و تا اندازه ای صنعتی در اروپا و همچنین به دنبال گسترش استعمار انها بر کشورهای دیگر به ویژه کشورهای اسیایی ان ها به دنبال هویت سازی برای خود و همچنین بزرگ نشان دادن نژاد خود رفتند و این کارشان نیز قابل توجیه است.

از انجایی که سرور جهان باید دارای نژادی بزرگ و برتر از دیگر نژادها باشد انها نیز این سیاست دروغین را پی گرفتند و به دنبال هویت سازی برای خود دست به کارهایی زدند و فرایند نوشتارهای ان روزگار را امروزه برخی از ما تاریخ و حقیقت مسلم میدانیم.


اینگونه نوشته اند که:

اریان ها پس از سرد شدن جایی که در ان زندگی میکردند یا به چرایی هایی مانند کمبود چراگاه ها دست به کوچ همگانی زدند.

برخی از انها در هندوستان و برخی در فلات و کشور کنونی ایران و برخی نیز به اروپا رفتند و کشورهای اروپایی را پایه ریزی کردند.

سپس سخن از زبان هندی و اروپایی به میان اوردند و به عبارتی خود را درون گود انداختند و بررسی زبان اریان ها را در بررسی زبان های اروپایی دانستند.


حال انکه انان سه هزار و پانصد سال پیش را تاریخ کوچ اریان ها دانسته اند و این در صورتی است که تاریخ اوستایی و تاریخ پیامبری و به پیامبری رسیدن زرتشت سپیتمان (پیام اور ایرانی) 3748 سال پیش را نشان میدهد(البته تاریخ زندگی زرتشت همیشه دارای شبهاتی بوده و اروپاییهان هم همیشه به دنبال خواست خود این تاریخ را یا بالای 6000 سال دانسته اند یا زرتشت را در زمان هخامنشیان معرفی کرده اند.اما تاریخی که از سوی سرچشمه های راستین نمایانده شده است 3748 را تا امسال نشان میدهد)


و اما بر پایه ی نوشتارهای انان 3500 سال پیش تازه ارایان ها اغاز به کوچ کردند اما تاریخ اوستایی ما 3748 را نشان میدهد.

یعنی نزدیک به 300 سال پیش از تاریخی که انها تاریخ کوچ دانسته اند زرتشت اغاز به تبلیغ کرده است.

و این در صورتی است که زمان زرتشت (شاه گشتاسپ)   زمان پایان سلسله ی کیانیان بوده است و خدا میداند چند سال پیش از زرتشت سلسله ی کیانیان و پیش از کیانیان چند هزار سال سلسله ی پیشدادیان در ایران فرمانروایی کرده است و این حقایق از ریشه با انچه اروپاییان در راستای هویت سازی برای خود اورده اند فرق دارد.

ازین گذشته میان ادیان ایرانی و هندی تا اندازه زیادی شباهت هایی وجود دارد و ممکن است این بر اساس همسایگی این دو کشور به وجود امده باشد و همانگونه که میدانید شاه گشتاسپ به عنوان شاه ایران در کشور افغانستان کنونی فرمانروایی میکرده است و این گویای همسایگی ایرانیان و هندیان از دیرباز بوده است.

اروپاییان این را دست اویز قرار داده اند و اریان ها هندوها را یکی دانستند و در این اب گلالود خود را و هویت و تاریخ خود را هم به میان افکندند و خدا میداند و کی و کجا انها هم اریایی شدند.

خب تا اینجای کار تا اندازه ای که به کار میاید به نژاد پر افتخار اریایی پرداختند.


اما برای اینکه نژاد ایرانی را با خود (که ادعای سروری جهان را میکردند) یکی ندادند بحث تازش یونان و تازی و مغول را پیش کشیدند(که البته اینان حقایق تاریخی اند و انها دست اویز قرارشان داده اند)

و گفتند نژاد کنونی ایران نژادی امیخته از خون پست تازی و مغول میباشد.

واژگان تازی و مغول را هم که در زبان ما امده اند و همچنین چهره ی ایرانیان امروز را هم دلیلی کردند برای ادعای دروغین خود.

نخست به سرنوشته ی زبان میپردازیم:

اگر در زبان و واژگانی که از تازی یا مغول در زبان ایرانی امده اند خوب ژرف شوید میبینید که بیشتر افعال نوشته ها دارای واژگانی از این زبان ها میباشد.

و توضیح این نیز بسیار روشن است.انها چون فرمانروا بوده اند(در دوره هایی) زبان انها زبان درباری و همچنین زبان دیوانی و .... شده است.

همچنین همانگونه که میدانید زمانی زبان دانش جهان اسلام زبان تازی بوده است و دانشمندان ایرانی با این زبان کتاب ها .... خود را مینوشتند و به دیگران نیز میاموختند.

و همانگونه که میدانید اندیشمندان و دانشمندان هر قوم و ملت تا انداژه ی زیادی روی زبان اندیشه ان ملت تاثیر میگذارند.

زمانی که فلان دانشجو در ان روزگار میخواست فلان کتاب را بخواند سپس کتابی دیگر بنویسد و لازمه این کار دانستن زبان تازی بود جای شگفتی نیست اگر واژگانی هم از ان زبان درون زبان ما امده باشد.

چون به هر روی این زبان را در گفتگوی روزانه خود و در دانشگاهای ان زمان هم به کار میبرد.

همانگونه که گفتیم این زبان سال های سال زبان دانش و فرهنک و حکومت ما بوده است و هیچ جای شگفتی نیست اگر پای واژگان بیگانه به واسطه زبان دانش ایران ان روزگار به زبان پارسی باز شده باشد.

در این نکته دقت کنید که چون زبان دین و فروانروایی و دانشمندان ایران تازی بوده است  واژگان تازی که رون پارسی امده اند بیشتر بوده تا واژگان مغلی که تنها به واسطه فرمانروایی در پارسی وارد شده.

و این خود گواه بر این ادعاست که زبان دانش ان روز بر زبان مردم تاثیر گذاشته است.

وگر نه همانگونه که تازیان بر ایران تاختند مغولان نیز امدند اما چرا واژگان تازی بسیار بیش از مغول وارد زبان پارسی شد؟

اما اروپاییان این را دستاویز قرار داده اند و نژاد ایرانی را به این بهانه نژادی امیخته از خون های دیگر دانسته اند.

و اما مساله دیگری که پیش کشیدند مساله چهره بود.

و نزدکی تقریبی چهره ایرانیان و تازیان.

نخست باید این را گفت که بسیاری از کشورهایی که امروزه خود را تازی میدانند و زبان و نژاد خود را منصوب به تازیان کرده اند اصلا عرب نیستند و با رجوع به تاریخ راست بودن این ادعا بر ما نیز ثابت میگردد.( و تنها به واسطه زبان تازی خود را تازی میدانند)

دوم اینکه شرایط اب و هوایی روی چهره و پیگر انسان ها تاثیر میگذارد.

همانگونه که میدانید تازیان همانگونه که به مازندران کردستان بلوچستان و هرمزگان رفتند به اذربایگان و اصفهان و .... هم رفته اند.

اما چگونه است که مازندرانیان با هرمزگانیان

اصفهانی ها با اذری ها

لرستانی ها با بلوچ ها دارای چهره متفاوتی هستند؟

و این در صورتی است که تازیان در این مناطق به یک اندازه داخل شده اند.

خب پر اشکار است که این تفاوت در چهره ها به شرایط اب و هوایی برمیگردد نه  امیختگی نژادی.

این دو چرایی (دلیل) ر ا هم که کنار بگذاریم.


ایا یک تازی اگر خونش بر خون اریایی غلبه کند و در ایران زندگی کند ایا میاید و به زبان ایرانی سخن میگوید و از زبان پارسی نگاهداری میکند؟


پر اسکار است که چنین نیست.

و این اندازه (که کم هم نیست) از زبان ناب ایرانی که به جای مانده است را ایرانیان و نه تازیان نگاهداری کرده اند و این برای ان بوده که این زبان نیای انهاست.

دوستان اگر نژادی به نام اریان باشد که هست ما وارثان ان خون و نژادیم و نه اروپاییان و ماییم فرزند کوروش و داریوش و اردشیر و شاپور و دیگر بزرگان نه انان.

و هیچگونه امیختگی که انان( تا این اندازه و در ایران) ادعایش را میکنند وجود ندارد و ما دارای خون پاک ایرانی و اریایی هستیم.

ما نباید با خواندن و اوردن تاریخی که انها بر پایه دروغ نوشته اند مهر تایید بر نوشته ها و سخن ها ادعاهای انان بزنیم.

دوستان تا جایی که میتوانید روی این نوشتار که مطعلق به همه ی ماست و من تنها نویسنده ان بوده ام بیاندیشید و تا جایی که میتوانید سرنوشته های این نوشتار یا نوشته هایی شبیه به این را پخش کنید.

برای همین پخش این نوشتار را با اوردن نام تارنما برای همه ی دوستانی که میخواهند استفاده کنند روا میدانم.


شاد باشید و پیروز

و در پناه مزدا.




درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از ان به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

این تارنما در راه اگاهی رساندن خبرهای تاریخی و فرهنگی ایران زمین و شناساندن تمدن این سرزمین به مردمان این مرز و بوم کوشش میکند.
پاسخگوی سوالات شما در زمینه ایران شناسی و انجام کارهای فرهنگی هستم با من تماس بگیرید:09196867602
خسرو حسین بختیاری(سید حسین موسوی)
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
از دیدگاه شما دوست هم میهن رپ یا موسیقی ایرانی؟



نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.