تبلیغات
ایرانشهر - مسیح ایرانی
ایرانشهر
به نام خداوند کیهان و هور که چشم بد از خاک ایران بدور

اسارت قوم یهود توسط « نابوکد نصر دوم» که در تاریخ های فارسی و عربی به نام بخت النصر یاد شده است انجام گرفت. او بین سالهای 605 تا 562 پیش از میلاد زندگی می کرد و پسر « نابوپولسر» بود. « نابوکدنصر» پس از پیوند زناشویی با دختر « کیاکسار» پادشاه ماد، قدرت و نیروی بیشتری یافت و در سال 605 پیش از میلاد مسیح فرعون مصر را در « گرکمیش» شکست داد. « نخائو» دوم به یهودیان متوسل گشت و قوم یهود در 597 شورش کرد. « نابوکرنصر» به محاصره طولانی اورشلیم پرداخت و انجا را گرفت و هزاران نفر از بزرگان و صنعتگران یهود را به بابل برد و پادشاه جدیدی بر آن گماشت، اما یهودیان پس از 10 سال بار دیگر با مصر متحد گشتند. نابوکدنصر این بار اورشلیم را گرفت و آنجا را ویران کرد و آتش زد و بیشتر مردم آنجا را به بابل کوچ داد و ارمیای نبی که از این کشتار تاریخی جان بدر برده بود وقوع این اسارت را پیشبینی کرده بود. قوم یهود بهنگام اسارت در بابل به امید آمدن کسی بودند که آنها را از اسارت نجات بخشد و این امید تقریباٌ 70 سال بعد هنگامی که کوروش بابل را گرفت تحقق یافت و کوروش 2 سال پس از فتح بابل اجازه داد تا قوم یهود به میهن خود بازگردد. پیشوایان یهود چون « آرمیا» و « حزقیال» همواره به قوم یهود امید آزادی میداند و از این رو یهودیان انتظار می کشیدند. « اشعیاء نبی» همه جا برای کوروش تبلیغ می کرد و او را مردی شکست ناپذیر اعلام کرده بود.

در سال دوم پس از فتح بابل یهودیان آغاز بازگشت به بیت المقدس کردند. همه روزه کاروانهایی به راه می افتاد و عده ای بازمیگشتند ولی تعدادی از آنها بر اثر تجارت ثروتمند شده بودند در بابل ماندند. کوروش به خزانه دار خود « میتریدات» دستور داد تا ظروف زرین و سیمین را که «نابوکدنصر» از نعابد یهود بر گرفته بود و تعداد آنها بالغ بر 5400 قطعه بود به آنها پس دهند. او همچنین فرمان داد تا وسایل لازم را برای مراجعت به آنها بدهند. کوروش نه تنها درباره یهودیان چنین کرد، بلکه درباره ملل دیگر نیز همین گونه رفتار کرد و همانطور که در استوانه فرمان او امده است، دستور داد تا پرستشگاه های دیگر را هم به جاهای اصلی خود بازگردانند. نخستسن دسته ای را که پس از صدور فرمان کوروش به سوی بیت المقدس حرکت کرد سه ماه بعد به سرزمین خود رسید و با کاروان اول حدود 42300 همراه بود و این کاروان را شاهزاده « زرو بابل» هدایت می کرد که همان شاهزاده ای است که بعد ها از سوی کوروش به حکومت سرزمین یهود رسید. هنگامی که یهودیان به سرزمین خود بازگشتند با مردمی برخوردند که جای آنها را گرفته و ویرانه ها را از نو ساخته و در آنجا ساکن شدند و پذیرفتن این عده موجب ناراحتی انها بود و از این رو کم کم به آزار یهودیان پرداختند و در کار دوباره ساختن معبد کوروش که فرمان آن را داده بود موانعی ایجاد می کردند و کار اتمام آن به کندی پیش می رفت، تقریباٌ 22 سال طول کشید تا این معبد ساخته شد.

مورخان هر یک درباره آزادی یهود به فرمان کوروش علتی ذکر کردند. برخی معتقدند که کوروش چون می اندیشد که به مصر حمله کند و سرزمین یهود در راه مصر بود به آزاد کردن یهودیان می خواست برای خود یاران وفاداری به وجود آورد. ولی حقیقت این است که کوروش درباره ملل دیگر هم رفتاری جوانمردانه داشت و آزادی یهود بیشتر به مبانی اخلاقی کوروش بستگی دارد تا به سیاست وی، و از این روست که قوم یهود او را بسیار ارجمند میدارند. و در هیچ کتاب مذهبی جز در تورات پادشاهی به اندازه کوروش ستوده نشده است. کوروش در تورات در شمار پیامبران نجات بخش بشریت آمده است.

تورات کتابی است که از نظر تاریخی برای ما ایرانیان اهمیت بسزایی دارد و کتاب تورات و کتابهای دیگر یهود سرشار از مطالبی بسیار سودمند درباره تاریخ ایران است. تورات حتی در ایران شناسی اروپائیان نیز مؤثر بوده و بسیاری از محققان اروپایی اولین بار در تورات به نام ایران برخورده اند و در پی شناختن آن برآمده اند.

یهودیان در بین ایرانیان کهن با آرامش کامل زندگی کردند و چون کوروش را پشتیبان خود می دانستند به ایران روی آوردند و از دوران های کهن ایران را میهن خود میدانستند و در آبادانی ایران و در پیشرفت دانشهای ایرانی بویژه پزشکی بسیار مؤثر بوده اند. علت اینکه یهودیان ایران را چون خانه خود برگزیدند این بود که هر دو کیش زرتشتی و یهود دو کیش ملی هستند. نه زرتشتی می توانست یک یهودی را در جامعه خود بپذیرد و او را به دین زرتشتی بگرواند، و نه یک کلیمی می توانست یک زرتشتی را بپذیرد و او را کلیمی گرداند، بنابراین جنگهای مذهبی به هیچ وجه بین ایرانیان قدیم و یهودیان واقع نشد و این دو همواره در طول تاریخ ایران برادروار با یکدیگر زیسته اند.

در تورات در بسیاری از جاها نام کوروش آمده است.

در کتاب اشعیاء نبی درباره وی چنین آمده است:

« من دست راست مسیح خود کوروش را گرفتم تا بوسیله وی امتها را مغلوب سازم، کمرهای پادشاهان را بگشایم، درها را به روی او بازکنم»

و این بسیار شبیه اعلامیه کاهنان بابل در استوانه کوروش است که چنین می گوید:

« او وی را واداشت تا راه بابل پیش گیرد، و در کنار او همچون دوست و یار همراه پیش رفت»

و در تورات همین اندیشه به نوع دیگر چنین آمده است:

« من پیش روی تو خواهم خرامید و جاهای ناهموار را هموار خواهم ساخت، درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنجینه ها و خزائن پنهانی را بتو خواهم بخشید تا بدانی که من که ترا بنامت خوانده ام خوایم. من خدایم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نیست. من کمرگاه ترا بستم هنگامی که مرا نمی شناختی تا از مشرق خورشید و مغرب آن بدانند که جز من خدایی نیست»

بعد در باب چهل و چهارم از همین کتاب درباره کوروش چنین آمده است:

« او شبان من است، من او را به دادگری برانگیختم و همه راههایش را راست خواهم کرد».

در باب چهل و ششم چنین آمده است:

« من شاهین را از شرق و مشاور خویش را از جای دور می خوانم. من گفتم و البته به جای خواهم آورد و تقدیر نمودم و البته به وقوع خواهم پیوست، ای سخت دلانی که دادگری به دور هستید، سخن من بشنوید که من دادگری خویش را نزدیک آوردم و وسیله نجات من تأخیر نخواهد کرد».

در باب چهل و هشتم از کتاب اشعیاء چنین آمده است:

« خداوند او را دوست میدارد، پس شادی خود را بر بابل به جای خواهد آورد و بازوی او بر کلدانیان فرو خواهد امد. من سخن گفتم، من او را فرا خواندم و آوردم تا راه خود را خوشبخت سازد».

در کتاب دوم تواریخ و کتاب عزرا، گوئی فرمانی از کوروش که به سبک خاص فارسی باستان نوشته شده بوده است ترجمه شده و آن چنین است:

« خداوند روح کوروش پادشاه پارس را برانگیخت تا در همه کشورهای خود فرمانی نافذ کرد و آن را نوشت و گفت : کوروش، پادشاه پارس چنین می فرماید: خدای آسمانها، همه کشورهای زمین را بمن داده است و مرا امر کرده تا برای وی خانه ای بنا کنم».

کوروش پس از رهایی قوم یهود از اسارت فرمان داد تا ظروف و تزئینات معبد یهود را باز پس دهند و در این باره در تورات چنین آمده است:

و کوروش شاه ظروف خانه خداوند را که «نابوکد» آنها را از اورشلیم آورده بود و در خانه خدایان خود گذاشته بود بیرون آورد و کوروش پادشاه آنها را از دست میتریدات خزانه دار خود بیرون آورد و به زرو بابل رئیس یهودیان داد».

کوروش دستور داد تا معبد ویران شده را از نو بنا کنند و در این باره در در اعلامیه خود چنین آورده است :

« شهر های آنسوی دجله را که مدتی دراز پرستشگاه هایشان دستخوش ویرانی بود تعمیر کردم».

و در این باره در کتاب عزرا باب چهارم چنین آمده است:

ما خانه خدای خود را چنانکه کوروش شاه، پادشاه پارس فرمان داده است، بنا خواهیم کرد. آنگاه اهل زمین، ایشان را در بنا نمودن به تنگ می آورند ودر همه دوران کوروش شاه پارس تا پادشاهی داریوش پادشاه پارس، قصد ایشان باطل گشت.

و در باب ششم چنین آمده است:

« در سال اول پادشاهی کوروش شاه، کوروش شاه فرمان داد که آن خانه که قربانی ها در آن می گذرانیدند، بنا شود و بنیادش تعمیر گردد و بلندیش شصت ذراع و عرضش شصت ذراع باشد، به سه رده سنگهای بزرگ و یک رده چوب و خرجش از خانه پادشاه داده شود و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا را که از هیکل اورشلیم گرفته به بابل آورده بودند پس دهند و آنها را به جای خود باز برند و در خانه خدا بگذارند».

 

منبع: کتاب ایرانویج ،  دکتر بهرام فره وشی

 

درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از ان به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

این تارنما در راه اگاهی رساندن خبرهای تاریخی و فرهنگی ایران زمین و شناساندن تمدن این سرزمین به مردمان این مرز و بوم کوشش میکند.
پاسخگوی سوالات شما در زمینه ایران شناسی و انجام کارهای فرهنگی هستم با من تماس بگیرید:09196867602
خسرو حسین بختیاری(سید حسین موسوی)
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
از دیدگاه شما دوست هم میهن رپ یا موسیقی ایرانی؟



نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.